اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٧

* حضرت امام خمينى قدس سره با پيروزى انقلاب و تأسيس جمهورى اسلامى در رأس هرم مديريتى كشور قرار گرفت و در همه زمينه‌ها با شهامت و شجاعت وصف‌ناپذير خود، مشكلات و توطئه‌ها را يكى از پس ديگرى خنثى كرد و با مشت خالى، رژيم تا دندان مسلّح شاهنشاهى را سرنگون ساخت به گونه‌اى كه همه جهانيان از هيبت و دليرى او انگشت تعجب به دندان گزيدند و با شگفتى شاهد پيروزى حيرت‌انگيز او شدند.
موضع‌گيرى‌هاى اصولى و سرسختانه امام در برابر جبهه‌هاى كفر و نفاق، نشان از شجاعت على‌گونه آن پير فرزانه داشت. به تعبير رهبر عزيز انقلاب- حضرت آيةالله خامنه‌اى حفظه‌الله-:
او بت‌ها را شكست و باورهاى شرك‌آلود را زدود. او به همه فهماند كه انسان كامل شدن، على‌وار زيستن، افسانه نيست. او به ملت‌ها نيز فهماند كه قوى شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه سلطه‌گران انداختن ممكن است. «١» * يكى از همرزمان سرلشكر شهيد، حاج همّت مى‌گويد:
بعد از عمليات «والفجر ٣» در منطقه عملياتى به سوى خط مى‌رفتيم تا حاجى (همّت) از خط مقدّم بازديد كند. در همين حال يك هواپيماى عراقى از رو به رو به سوى ما آمد، من اتومبيل را- كه وانت بود- نگه داشتم تا در كنار سنگ بزرگى كه در كنار جاده بود پناه بگيريم. حاجى پرسيد: چرا ايستادى؟ گفتم: هواپيمايى كه از روبه‌رو مى‌آيد عراقى است. گفت: خب باشد، مگر مى‌ترسى؟ گفتم: خيلى پايين حركت مى‌كند، گويا هدفش ما هستيم. حاجى با خونسردى گفت: «لا حول و لا قوة الا بالله» به حركت ادامه بده! به ناچار حركت كردم و حاجى آرام و راحت نشسته بود، در اين هنگام هواپيما سر رسيد و ما را به رگبار بست، چند تير به قسمت عقب وانت اصابت كرد و آن را سوراخ سوراخ نمود و گذشت. من نگاهى به حاج همت انداختم، ديدم هيچ تغييرى در چهره‌اش ايجاد نشده است! «٢»