اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٣
- خودباختگى، احساس حقارت و استضعاف فكرى و فرهنگى را درمان مىكند؛ - ترس از عدم موفقيت و شكست را مىزدايد؛ - سبب رشد شخصيت افراد مجموعه و جامعه مىشود؛ - يأس و نااميدى دشمنان را در پى دارد و دوستان را اميدوار مىسازد و تقويت اين روحيه حياتى، در سازمان و مجموعه مديريتى، كاركنان را وامىدارد تا با اتكاى به خود و خلاقيت و ابتكار، بدون آن كه منتظر كمك مادى يا فنّى و يا فكرى ديگران باشند، خود روى پاى خود بايستند و مجموعه را به پيش برند. مهمتر آن كه، از اين راه «اعتماد به نفس» پيدا كرده و در عمل مىآموزد كه اين خصلت زيبا، كليد خوشبختى دنيا و رمز سعادت آخرت است؛ چنان كه امام راحل قدس سره مىفرمايد:
جوانها را با اعتماد به نفس، با استقلال نفسانى بار بياوريد. معلمها! جوانها را مستقل، آزاد بار بياوريد، معتمد به نفسشان كنيد. ما همه چيز داريم، لكن آنها [دشمنان و بيگانگان] ما را همچو كردند كه خيال كنيم هيچ نداريم. ما ديديم كه با مشت تهى آنها را عقب زديم و توانستيم؛ پس توانايى داريم. «١» ٧- دليرى ترس و تهوّر هر دو از حالات ناپسند آدمى بهشمار مىروند چرا كه حاصل افراط و تفريطاند. حد وسط و معتدل اين دو حالت ناپسند، «شجاعت» است كه در تعريف آن گفتهاند:
شجاعت، فرمانبرى نيروى خشم آدمى است از خرد او در اقدام به كارهاى خطير و نگران نشدن آن از اقدام به خواستههاى عقل. «٢» «شجاعت» ملكه گرانقدرى است كه ضمن تعديل نيروهاى اقدام كننده درونى انسان، نقش فعّالى در زندگى آدمى ايفا مىكند و از عالىترين صفات اخلاقى او محسوب مىشود.