اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٦
مىانديشد و با هشيارى و تيزبينى وارد عمل مىشود، چرا كه احساس مىكند همواره چشمان تيز و افكار نقّاد ديگران، كارهايش را زير نظر دارند و به ارزيابى عملكرد او مىنشينند.
٢- اصلاح سازمان هيچ سازمانى از انتقاد و پيشنهاد سازنده زيان نمىبيند، بلكه مدير يا مسؤولان سازمان با شنيدن نظرات ديگران- گرچه آنها را به كار نبندند- دست كم سخنان بيشترى را پيرامون سازمان مطبوع خويش مىشنوند و از همين رهگذر، وقت معيّنى را صرف آن مىكنند و محتاطانه قدم برمىدارند كه خود به سود سازمان خواهد بود و اگر انتقاد و پيشنهاد ديگران بجا باشد و بدان عمل كنند كه بيشترين توفيق را كسب كردهاند، چنان كه امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«مِنْ اكْبَرِ التَّوْفيقِ الْاخْذُ بِالنَّصيحَةِ» «١» بهكارگيرى اندرز و انتقاد ديگران، بزرگترين موفقيت است.
٣- حقيابى بازگذاشتن دريچه انتقاد به روى ديگران، هم نقش دريچه اطمينان را ايفا مىكند، هم چه بسا در بين سخنان و پيشنهادها و حتى خردهگيرىها، سخن حق و كارشناسانهاى مطرح گردد كه تحولى بزرگ را در سازمان موجب گرديده، تشكيلات را با سرعت بسيار بيشترى به سوى اهداف خود پيش ببرد.
٤- تهذيب نفس مديريت بر مجموعهاى از انسانها و صدور دهها فرمان، نصب و عزل و مانند آن، زمينههاى كبر و غرور را در نفس آدمى فراهم مىسازد، و شنيدن سخنان انتقادآميز و چه بسا تلخ و گزنده، مىتواند كمك خوبى براى زدودن زمينههاى ياد شده بوده، تعادل اخلاق مديريت (ج٢) ٦٢ زمينهها ص : ٦٠