اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٥

زندگى مى‌كند و نه علم و نه جمال، نمى‌توانند عامل شخصيت انسانى بوده باشند ...
عامل رشد و شكفتگى و شخصيت، منحصر به وجدان خواهد بود. «١» ٥- محكم كارى‌ انسان‌هاى با وجدان، در عرصه كار و فعّاليت، تمام توش و توان خويش را به كار مى‌گيرند تا بهترين نتيجه مطلوب را به دست آورند و هيچ گاه كار را به حال خود رها نمى‌سازند، آن را به بهترين شكل انجام مى‌دهند، دلسوزانه و مسؤولانه انجام وظيفه مى‌كنند و در همه مسؤوليت‌هاى اجتماعى، دقت و استحكام و جدّيت را مدّ نظر دارند.
به نمونه زير توجه كنيد.
ابراهيم- فرزند خردسال پيامبر صلى الله عليه و آله- درگذشت. وقتى او را دفن كردند و لحد قبر را چيدند، رسول خدا صلى الله عليه و آله روزنه‌اى در لحد مشاهده كرد، آن را با دست خود پوشاند، سپس فرمود:
«اذا عَمِلَ احَدُكُمْ عَمَلًا فَلْيُتْقِنْ» «٢» هرگاه يكى از شما كارى انجام مى‌دهد، آن را محكم و دقيق انجام دهد.
دقّت نظر مقام معظم رهبرى و سفارش او به همه مديران مسلمان مى‌آموزد كه هرگونه سهل‌انگارى و مسامحه‌كارى در كارهاى خرد و كلان، پايين‌تر از شأن يك مسلمان است؛ پس همگى بايد؛ كارى كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه عمل اجتماعى و چه سياسى، براى كسى كه كننده آن است، يك عمل مقدّس به حساب بيايد ... و همه احساس كنند كه اين كارى كه انجام مى‌دهند، اين يك عبادت است، يك عمل خير و صالح است، بايد اين كار را با جدّيت و به نيكى انجام بدهند ...
از سر هم بندى و كار را به امان و حال خود رها كردن و به كار نپرداختن و بى‌اعتنايى به‌