اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٨
باشد، بازشان مىگردانم كه در عدالت گشايش است و آن كه عدالت را برنتابد، ستم را سختتر يابد.
و در مورد جنگ با گمراهان و پيروان باطل، عزم راسخ خود را چنين وصف كرده است:
«وَ لَعَمْرى ما عَلَىَّ مِنْ قَتالِ مَنْ خالَفَ الْحَقَّ وَ خابَطَ مِنْ ادْهانٍ وَ لا ايمانٍ» «١» به جان خودم سوگند! در جنگ با كسى كه در راه حقّ قدم نگذارد ودر گمراهى گام بردارد هيچگونه سستى و سازش به خود راه نمىدهم.
ساير پيشوايان بزرگوار و معصوم دين نيز هر كدام به نوبه خود شخصيتهايى قاطع و سازشناپذير بودند و در اجراى حدود الهى، اقامه عدل، حمايت از حق و نبرد با باطل، سر سوزنى ترديد به خود راه نمىدادند. تصميم امام مجتبى (ع) مبنى بر بستن پيمان با معاويه به منظور فراهم ساختن زمينه قيام امام حسين (ع) و بر ملا ساختن شگردهاى بنى اميّه، عزم استوار امام سوم در پيكار با يزيد، موضعگيرى قاطع امام سجاد (ع) در برخورد با يزيد در شام، ... نمونههاى زيبايى است كه صفحات تاريخ را زينت بخشيده است.
شرايط اعمال قاطعيت تصميم و اقدام قاطعانه شرايط دارد كه بدون تحقّق آنها ممكن است قاطعيت سودمند نباشد يا زيان هايى به بار آورد. عواملى كه در اجراى موفّقيتآميز يك تصميم قاطع دخالت دارند، عبارتند از:
١- آگاهى: كسى كه از جوانب مختلف موضوعى آگاهى ندارد، نبايد درباره آن تصميمى بگيرد يا اقدامى صورت دهد. امام صادق (ع) اقدامات نا آگاهانه را گم برداشتن در بيراهه دانسته، مىفرمايد:
«العامل على غير بصيرة، كالسائر على غير الطريق، لا يزيده سرعة السير الا