اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٩
شكوفايى و رشد دست يافته است.
در آن سوى مرزهاى اسلامى نيز مىتوان از «گاندى» به عنوان فردى با وجدان عالى نام برد؛ او- كه مردم هند به لقب «مهاتما: روح بزرگ» مفتخرش كردند- در پاسخ درخواست استعمارگران كه او را از ادامه مبارزه و رهبرى مردم باز مىداشتند، گفته بود:
«ترجيح مىدهم قطعه قطعهام كنند، ولى برادران خود را- كه از طبقات مطرود هستند- نفى نكنم!» «١» انضباط اجتماعى «انضباط» از واژه «ضبط» گرفته شده و به معناى خويشتن را خوب حفظ كردن است. «٢» «انضباط اجتماعى» يعنى افراد در همه كارهاى اجتماعى خود را در چارچوب قانونش شرع و عقل و مقررات عرفى نگه دارند تا هيچ تخلّفى از آنان سر نزند. مقام معظم رهبرى در بيان انضباط اجتماعى مىفرمايد:
انضباط اجتماعى به معناى نظم پذيرى در همه امور است- كه عبور نكردن از خط عابر پياده براى اتومبيلها در خيابان از آن جمله است- اما از همين جا ما بايد انضباط اجتماعى را شروع كنيم و در همه مسائلمان تا مسؤوليتهاى بالا و برخورد با مسائل كشور به آن توجه كنيم؛ كسانى كه مراجعات مردُمى دارند، در برخورد با مردمى كه به آنها مراجعه مىكنند و نيز كسانى كه كار را بر دوش گرفتهاند، نظم و انضباط در كار را بايد رعايت كنند. «٣» ضرورت انضباط اجتماعى هيچ خردمندى در اين مسأله ترديد ندارد كه اساس زندگى اجتماعى بر نظم بنا شده و تار و پود جامعه به قانون بستگى دارد. اگر نظم و قانون مراعات نگردد به اصطلاح «سنگ روى سنگ بند نمىشود.» از اين رو، هر اجتماعى- گرچه بَدَوى و جنگلى باشد-