اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧١

حكيمان را نيز به دانش خود ضميمه كند.
چنين روشى آنقدر زيبا، كارا و پسنديده است كه خداوند به پيامبرش- كه عقل كلّ و سرآمد همه خردمندان و حكيمان بود- دستور مى‌دهد كهدر كارها با مردم مشورت كند:
«... فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فى الامر فاذا غرفت فتوكل على الله » «١» پس آنها را ببخش و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت كن و هنگامى كه تصميم به اقدام گرفتى، بر خدا توكّل كن.
مشورت كن با گروه صالحان بر پيمبر امر «شاورهم» بران‌ «امرهم شورى» بر اين بود كز تشاور سهو و كژ كمتر رود اين خردها چون مصابيح انوراست بيت مصباح از يكى روشنتر است «٢» گفتنى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در امور اجتماعى و سياسى و نظامى و مسائلى كه مربوطبه مردم و نحوه اداره امور بود با اصحاب خويش به رايزنى مى‌پرداخت و گرنه تبيين معارف الهى، ابلاغ وحى، اجراى قوانى و تشريح عقائد و اخلاق اسلامى و ... از حيطه مشورت بيرون است.
ديگر اينكه مشورت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام با ياران و پيروان خود بيشتر جنبه هدايتگرى، ارشاد و شخصيت دادن به آنان را داشت و سبب رشد فكرى آنها مى‌شد و مشاوران بيش از مشير از آن رايزنى بهره مى‌بردند.
معصومين عليهم السلام، علاوه بر اينكه با اصحاب مجرّب و خردمند خود به رايزنى مى‌پرداختند و به طور عملى، اهميت مشاوره را نشان مى‌دادند، در سخنان حكيمانه خود نيز بر چنين اهميت و ضرورتى تأكيد مى‌كردند، حتى امير مؤمنان عليه السلام، مشورت با دشمن را نيز لازم دانسته مى‌فرمايد: