اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٩

بعداً» «١» انجام دهنده بدون بصيرت چون رهروى است است كه در بيراهه مى‌رود، تندروى، جز دورى (از هدف، چيزى) براو نيفزايد.
٢- اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به اين معناست كه آدمى بر نيرو ايمان، اراده، دانش و تونايى‌هاى موجود خويش متّكى بوده و تنها خودش را مسؤول پيامدهاى نيك و بد كار خويش بداند.
وابستگى بى مورد به ديگران واميد و توقّع بيجا از افراد، با قاطعيت سازگار نيست.
٣- شجاعت: اجراى تصميم‌هاى مهمّ، مانند عمل جرّاحى است و خاه ناخواه عوارضى در پى دارد.
يك جرّاح كاردان ودلسوز با علم به پيامدهاى جنبى كه ممكن است عمل او به دنبال داشته باشد، وقتى تصميم به اقدام گرفت و شرايط بيمار و اتاق عمل را از هر جهت مهيّا ديد، دست به كار مى‌شود.
زمامداران و مسؤولان سياسى جامعه نيز بايستى تصميمات معقول و منطقى را در زمان مناسب، بدون وسواس و ترديد به اجرا گذارند و عوارض زودگر و ناراحتى‌هاى مقطعى، آنان را از انجام اقدامات مفيد و حركت به سوى اهداف عالى و ارزشمند باز ندارد. مسؤولانى كه با وجود آمادگى شرايط، شجاعت تصميم‌گيرى ندارند يا تصميمى توأم با اضطراب و ترديد مى‌گيرند، يا از سرزنش و نكوهش ديگران در هراسند و گاميپيش مى‌نهند و قدمى به عقب باز مى‌گردند، شهد شيرين موفّقيت را كمتر مى‌چشند.
حضرت على (ع) در هنگام پذيرش حكومت ظاهرى با مردم چنين اتمام حجّت مى‌كنند.
واعموا انّى ان اجبتكم، ركبت بكم ما اعلم، ولم اصغ الى قول القائل و عتب الغاتب» «٢» و بدانيد كه اگر من درخواست شما را بپذيرم، شما را به جايى مى‌برم كه خود نمى‌دانم‌