اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣١

در جنگ احد، عرصه بر مسلمانان تنگ شد و حدود هفتاد نفر از آنان به شهادت رسيدند عده‌اى مجروح و نقش بر زمين بودند؛ برخى نيز پا به فرار نهادند. همچنين شايع شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله، به قتل رسيده است. يكى از مسلمانان هنگام عبور از ميان مجروحان، به يكى از آنان به نام «سعد بن ربيع» گفت: شنيده‌ام پيامبر كشته شده است! سعد در پاسخ گفت: «اگرمحمد كشته شده باشد، خداى محمد كه كشته نشده، دين او كه از بين نرفته، تو چرا معطلى و از دين خود دفاع نمى‌كنى؟!» از ديگر سو، پس از پايان جنگ پيامبر صلى الله عليه و آله يارانش را گردآورد و پس از آمارگيرى، از غائبان جستجو كرد، از جمله فردى را مأمور كرد تا از سعد بن ربيع خبرى اورد. مأمور پيامبر هنگامى به سعد رسيد كه رمقى در بدن نداشت، به او گفت: پيامبر مرا فرستاده كه از تو خبرى برايش ببرم. سعد گفت: «سلام مرا به پيغمبر برسان و بگو سعد رفتنى است. خداوند بهترين پاداش يك پيامبر را به بتو بدهد.» سپس خطاب به آن مرد گفت: «از طرف من به همه برادران مسلمان بگو: اگر به پيامبر آسيبى برسد و شما جان در بدن داشته باشيد، پيش خدا معذور نخواهيد بود!» «١» ب- دافعه‌ گرچه اصل در مديريت، رهبرى و فرماندهى، كادرسازى وجذب نيروهاست و دفع و حذف، اقدامى اضطرارى و ناخواسته است، ليكن در جريان كار با نيروهاى مختلف، گاه شرايطى پيش مى‌ايد كه ادامه عطوفت و گذشت و تغافل، سازمان را آسيب‌پذير مى‌كند، يا به فساد مى‌كشاند، در چنين مواقعى بايد دست به جرّاحى و ترميم با قطع عضو فاسد زد تا پيكر سازمان سالم بماند. براى حذف نيروهاى ناسالم و مسأله دار، دو محور زير مدّ نظر قرار مى‌گيرد.
١- دادن فرصت‌ انسان‌هاى غير معصوم، خواه ناخواه و كم و بيش، دچار لغزش‌هاى خرد يا كلان مى‌شوند