اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣

چنين گذشت و اغماضى رو به رو شود، چنان منقلب شد كه گفت: «آرزو داشتم در آو وقت زمين شكافته مى‌شد و من به زمين فرو مى‌رفتم، و اين چنين نشناخته و نسنجيده گستاخى نمى‌كردم » «١» ٣- رازدارى: آنان كه از نعمت شرح صدر محرومند، دلهايشان چنان كم ظرفيت است كه هيچ رازى را نمى‌تواند در خود نگه دارد. از اين رو، به جهت خودنمايى و جلب نظر ديگران يا به خاطر بى توجهى به حريم دوستى و رفاقت، يا به دليل احساساتى شدن و از دست دادن كنترل خود و يا هر دليل ديگر، رازهاى شخصى و يا تشكيلاتى خود را در اختيار ديگران قرار مى‌دهند و خود را خوار مى‌سازند و چه بسا به ورطه هلاكت مى‌افتند. على عليه السلام مى‌فرمايد:
«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «٢» كسى كه سينه‌اش گنجايش راز او را ندارد، بى پناه است.
در مقابل، كسانى كه از شرح صدر برخوردارند، بزرگ‌ترين رازها را در صدف سينه جاى مى‌دهند و حتى در سخت‌ترين شرايط لب به سخن نمى‌گشايند و عزّتشان پايدار مى‌ماند.