اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٥

انديشيدم و اخلاق فرماندهى و مديريت ١٥٠ سرعت عمل ص : ١٤٣ در آثارشان گرديدم تا اينكه گويى يكى از آنان شدم بلكه آنقدر بر زواياى زندگى آنها مسلط شدم كه گويا با نخستين و آخرين آنها زندگى كرده‌ام، در نتيجه، صفاى آن را از تيره‌اش و سودش را از ضرررش باز شناختم ...» «١» ٢- رايزنى:
مشورت و رايزنى با انسان‌هاى خردمند و مجرب، غرور وشتاب را مى‌شكند و نقش تعرير كننده‌اى در اين باره ايفا مى‌كند و با رفع محدوديت فكرى و اطلاعاتى زمينه شتابزدگى را نابود مى‌سازد. همينطور، مشورت، افكارديگران را به مدد مى‌خواند ودر واقع، فكر و انديشه آنان را در كار مورد نظر، شركت مى‌دهد چنانكه امام على (ع) مى‌فرمايد:
«من شاور الرجال شاركها فى عقولها» «٢» هر كس با مردان مشورت كند، در انديشه آنان، سهيم شده است.
٣- تمرين تأنّى:
تعمل و انديشه در هر كارى، لازمه خردمندى است و اگر چنين روحيه‌اى در كسى نبياشد يا ضعيف باشد، بايد در فكر ايجاد و تقويت آن برآيد تا به چنين زيور اخلاقى، آراسته گردد. براى دستيابى بدين منظور، تلقين و تنرين تأنى و انديشه پيرامون كار مورد نظر تا حدّ زيادى مشكل گشا است.
امير مؤمنان (ع) در اين مورد نيز چنين رهنمود مى‌دهد:
«قَرِّر ثُمَّ اقطع و فكر ثم انطق و تبين ثم اعمل» «٣» اندازه بگير سپس ببُر، بينديش آنگاه سخن گو و آگاه شو سپس اقدام كن.
٤- سنجش و گزينش‌ آدمى بايد بر اساس توانايى و امكانات خود، كار و مسؤوليت بپذيرد، در اين صورت‌