اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٦
اسنانيت، شرافت، جوانمردى، ديانت و ديگر فضايل انسانى در تضادّ است و سرشت پاك آدمى آن را بر نمىتابد و فرجامى جز دوزخ قهر الهى ندارد:
«... انَّا اعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً احاطَ بِهِمْ سُرادِقُها ...» «١» ما براى ستمگران آتشى تهيه ديدهايم كه سراپردهاش از هر سو بر آنان احاطه دارد! ضرورت ستم ستيزى زشتى و پليدى ستمگرى به حدى است كه ما را از توضيح بيشتر بى نياز ميكند و اين نكته را مبرهن مىسازد كه آدمى- به هر مرام و آيينى كه گرايش دارد- نه تنها بايد دامان خويش را از ننگ ستم پاك نگه دارد بلكه موظّف است در هر شرايطى از هر گونه ستم جلوگيرى كند تا اين شعار مترقى قرآن تحقق يابد كه:
«لا تَظْلِمُونَ وَ لا تَظْلَموُنَ» نهستم مىكنيد و نه زير بار ستم مىرويد! سرور دادگستران عالم، امام على (ع) نز به همگان چنين سفارش مىكند:
«كوُنا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْظَلوُمِ عَوْناً» «٢» دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.
ابعاد ستم ستيزى ظلم و بيداد آتش سوزانى است كه اگر مهار نگردد، همه چيز را در كام خود فرو مىبرد و همه ارزشهاى زندگى را به نيستى خواهد كشاند، به همين دليل براى خاموش كردن شعلههاى سركش آن، مراحلى در نظر گرفته شده كه ارتباط مستقيم با مقدار ستم و يا روحيه ستمگر دارد.
الف- دفاع ستم ديده