اخلاق فرماندهى و مديريت

اخلاق فرماندهى و مديريت - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٠

«خُذْ بِالْحَزْمِ وَ الزَمِ الْعِلْمَ نُحْمَد عَواقِبَكَ» «١» دورانديشى پيشه كن و با دانش همراه شو، تا فرجام كارهايت ستايش شود.
٢- استقامت: چشمان تيز بين دورانديش، فرجام نيكوكارى خويش را نظاره مى‌كند و نتيجه شيرين آن سبب مى‌شود كه در برابر سختى‌ها دومام بياورد و با استقامت و پشتكار، وظيفه‌اش را انجام دهد چرا كه آن را حق و استوار مى‌يابد:
«لا يَصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ الَّاالْحازِمُ‌الْاريبُ» «٢» جز دورانديش بصير، بر حق، پايدار نمى‌ورزد.
٣- سلامتى: ندانم كارى، شتابزدگى و ناپختگى، سبب مى‌شود كه آدمى علاوه بر نرسيدن به مقصود، به برخى از مشكلات و احياناً بلا و گرفتارى دچار گردد، در حالى كه تدبير و دورانديشى، سبب رفع چنين بلاها و مشكلات خواهد شد:
«ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ» «٣» سلامتى، نتيجه دورانديشى است.
٤- سعادت: شايد هيچ انسان خردمندى يافت نشود كه به نيكبختى خويش نينديشد و در صدد نيل به آن نباشد، چنين اگسير گرانبهايى در سايه تدبير و دورانديشى به دست مى‌آيد:
«اذا اقترن العزم بالحزم كملت السعادة» «٤» وقتى اراده با دورانديشى همراه گردد، سعادت، كامل مى‌شود.
سيره معصومين‌ بزرگواران معصوم در همه كمالات و فضايل انسانى، سرآمد روزگاران بودند، بلكه هر كمالى را در حدا اعلاى آن دارا بودند و امكان ندارد كه انسان غير معصوم، گرچه از مقام ارجمندى برخوردار باشد در يكى از فضايل اخلاقى بر معصوم برترى يابد. بر