اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ٣٢ - ١ - ديندارى
كسى كه تنها به جهت زيبايى زن با او ازدواج كند به خواسته خود نمىرسد و كسى كه به خاطر ثروتش با او ازدواج كند، خداوند او را به خودش وامىگذارد. پس بر شما باد به ازدواج با زن متديّن.
اينك جهت روشن شدن اهميت اين معيار در گزينش همسر لازم است به نكات زير توجه شود:
الف- تأثير ديندارى همسر در انسان: همسر متديّن و مؤمن حامى و تقويت كننده ايمان انسان است؛ بطورى كه هرگاه در ايمان شوهر ضعفى به وجود آيد، به يارىاش مىشتابد و در رفع اين ضعف، او را كمك مىكند و در انجام وظايف دينى تشويقش مىكند و از هلاكت نجاتش مىدهد.
نمونه چنين زنى، همسر «زُهَيْر بن قين» است كه در موقعيّت حسّاس و بحرانى، با تحريك احساسات و غيرت دينى شوهرش، وجدان او را بيدار كرد و با تشويق او به ملاقات و يارى حضرت سيّدالشهدا ٧ او را به سعادت ابدى نايل ساخت.[١]
در مقابل، همسر غير متديّن موجبات تضعيف ايمان انسان را فراهم مىسازد، بطورى كه با گذشت زمان، بىايمانى و بىتفاوتى او نسبت به معتقدات دينى در روح شوهرش تأثير گذارده و خواه و ناخواه او را در انجام تكاليف دينى، سست و بىتفاوت مىكند.
ب- تأثير ديندارى در هماهنگى: آثار متديّن بودن انسان، در عمل او آشكار مىشود. زن متديّن به همان اندازه كه در فكر و عقيده با شوهر متديّن هماهنگ است، در عمل نيز در كنار او قرار مىگيرد. هماهنگى در التزام به دستورات دينى همچون رعايت حجاب، پرهيز از معاشرتهاى آلوده، خوددارى از مصرف مال حرام، تعهّد به رعايت اخلاق اسلامى و انجام عبادتهاى دينى و دهها مورد ديگر كه در زندگى پيش مىآيد، از تفاهم و هماهنگى زن و شوهر حكايت مىكند.
اما اگر زن و شوهر از نظر عقيده و ديندارى در دو قطب مخالف قرار داشته باشند، از
[١] - مقتل الحسين، عبدالرزّاق الموسوى، ص ٢٠٨، كتابفروشى بصيرتى