اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ٦٩ - ٣ - زوال محبت
بين برده، موجب دورى از مردم مىشود و در نتيجه آشفتگى روحى و احساس تنهايى و دلهره را به همراه دارد. امير مؤمنان ٧ فرمود:
«مَنْ خَشُنَتْ عَريكَتُهُ اقْفَرَتْ حاشِيَتُهُ»[١]
هر كس درشت خوى باشد، دور و برش خالى گردد (و كسى در كنار او نمىماند).
محيط خانه و زندگى بايد محل آرامش و آسايش زن و مرد و فرزندان آنان باشد.
بداخلاقى، آرامش و صفاى محيط خانواده را از بين برده، ترس و دلهره را جايگزين آن مىكند؛ بعلاوه آنگاه كه شوهر با بدخلقى عرصه زندگى را براى همسرش تنگ كند و به جاى ملاطفت و نيكى، خشونت كرده، اضطراب و ترس را بر وى چيره سازد و تعادل روحى او را از بين ببرد، زن نيز احساس وحشت مىكند و خود را در برابر ديو بدخلقى گرفتار مىيابد. امير مؤمنان ٧ فرمود:
«لا وَحْشَةَ اوْحَشُ مِنْ سُوءِ الْخُلْقِ»[٢]
هيچ وحشتى، ترسناكتر از بدخلقى نيست.
. ٣- زوال محبّت
اثر ديگر بدخلقى، كاهش مهر و محبّت و از بين رفتن مهربانى و دوستى است. رفتار انسان بدخلق، براى هيچ كس خوشايند نيست. همه از خوى ناپسند، در رنج و عذاب بوده، از آن نفرت دارند.
بدخلقى محبتهاى گذشته را به نفرت و انزجار مبدّل مىكند و موجب ناخشنودى آنان مىگردد. حضرت على ٧ فرمود:
«مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اهْلُهُ»[٣]
هركس بداخلاق باشد، خانوادهاش از او ناخشنود مىشوند.
خوشرويى كمترين بهايى است كه زن در مقابل تلاش شبانهروزى خود، از شوهر
[١] - شرح غررالحكم، ج ٥، ص ٣٢٥
[٢] - همان، ج ٦، ص ٤٠٠
[٣] - همان، ج ٥، ص ٣٢٨