بررسى مبانى بيمه در اسلام - برهانیان، عبدالحسین؛ تقیی - الصفحة ١٧ - ٢- واژه بیمه در زبان عربی، انگلیسی و فرانسه
فصل اول: واژهشناسى بيمه
١. واژه بيمه در زبان فارسى
فرهنگ نويسان در زمينه منشأ و ريشه لغوى واژه بيمه اتفاق نظر ندارند. مرحوم علىاكبر دهخدا واژه بيمه را مأخوذ از زبان هندى مىداند و درباره آن مىنويسد: «بيمه [مِ مَ] هندى و به معناى ضمانت مخصوص از جان و مال [مىباشد] كه در تمدن جديد رواج يافته است.» [١]
مؤلف كتاب «فرهنگ فارسى» بيمه را از اصل «بيما» [bima اردو و هندى] به معناى ضمانت دانسته است.[٢]
در مقابل، برخى معتقدند كه بيمه يك لغت خالص فارسى است و ريشه آن نيز به احتمال زياد، واژه «بيم» به معناى ترس است، [٣] زيرا عنصر اولى و اصلى در آن ترس از خطر است.
مرحوم علىاكبر نفيسى بيمه را به معناى اطمينان در مقابل مخاطره محتملالوقوع دانسته است. [٤])
٢. واژه بيمه در زبان عربى، انگليسى و فرانسه
براى معناى بيمه، لغت شناسان عرب به درستى واژه «تأمين» را برگزيدهاند و از قرارداد بيمه به «عقد التأمين» تعبير نمودهاند. [٥] و به تبع آنان، بعضى از فقها با پيروى از آنان در برخى از كشورهاى عربى، از «بيمه» به «سيكورتا» و «سيكورته» تعبير كردهاند. [٦] در لغت انگليسى
[١] دهخدا، لغتنامه، ذِیل واژه بِیمه.
[٢] محمد معِین، فرهنگ فارسِی، ذِیل واژه بِیمه.
[٣] محمد جهانشاهِی، «بِیمه از نظر حقوق مدنِی»، مجله کانون وکلاء، شماره ٤٢، ١٣٣٤.
[٤] فرهنگ ناظمالاطباء، ذِیل واژه بِیمه؛ همچنِین رجوع کنِید به فرهنگ زبان فارسِی و لغتنامه.
[٥] مرتضِی مطهرِی، بررسِی مسئله فقهِی بِیمه، ص ٢٦.
[٦] سِید محسن حکِیم، منهاج الصالحِین، تعلِیقه سِید محمد باقر صدر، ج ٣، ص ١٥١.