بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٢٧٧
دنياى ناپايدار است.
خداى عزوجل مى فرمايد: اى اهل ايمان! در كار دين صبور باشيد و يكديگر رابه صبر سفارش كنيد و مهيا و مراقب كار دشمن بوده، از خدا بپرهيزيدتا رستگار شويد. «١» چون امشب را به صبح آوريد، با بصيرت به جنگ دشمن شتاب كنيد و از خداوند طلب مغفرت نماييد. چون تنور جنگ را شعلهور يافتيد، به مركز ميدان جنگ و به سوى فرمانده دشمن بتازيد تا به غنيمت و كرامت در سراى آخرت نايل شويد.
آنگاه فرزندانش، در حالى كه نصيحت او را پذيرفته بودند، خارج شده و به پيش تاختندو در حال رجز خوانى به جنگ پرداختند. آنها امتحان خوبى دادند و در آخر، همگى به شهادت رسيدند. (رحمت خداوند بر آنان باد). وقتى خنسا خبر شهادت فرزندانش را شنيد، گفت:
حمد و سپاس خداوندى راكه مرا به شهادت آنان شرافت داد. از خداوند اميد دارم كه ما را در سراى آخرت مجتمع گرداند. «٢» ام الفضل در واقعه جمل ام الفضل، دختر حارث و مادر عبدالله بن عباس، درمكه بود. وقتى اجتماع مردم را با طلحه، زبير و عايشه ديد و عزم آنها را در جنگ باامام على عليه السلام مشاهده كرد، مردى را از قبيله «جهينه» به نام ظفر، اجير نمود و