بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٢٠٠
به خدا قسم! پس از ازدواج با شما، همسر ديگرى را نخواهم تا اين كه بين خاك و ماسه پنهان شوم. «١» اين بانوى بزرگوار همراه بقيه اهل بيت، مصائب كربلا و اسارت شام رابه شكلى نيكو تحمّل كرد و بعد از بازگشت به مدينه، مجلس عزادارى امام حسين عليه السلام را بر پا كرد و تا يك سال بعد از واقعه كربلا كه حيات داشت، همواره عزادار بود. بزرگان قريش از او خواستگارى كردند، ولى او جواب ردّ داد و گفت:
بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى را پدر شوهر نگيرم.
رباب در طول يك سال باقيمانده عمرش هيچ گاه در زير سقف ننشست و پيوسته اشكبار بود. آن قدر اشك ريخت كه چشمانش خشك شد. يكى از كنيزانش به او گفت:
آرد بدون سبوس، اشك را سرازير مى سازد» رباب دستور تهيه آن را داد و گفت: «مىخواهم قدرت بيشترى بر گريستن داشته باشم.» «٢» سرانجام يك سال پس از شهادت امام حسين عليه السلام دارفانى را وداع گفت و به مولاى خود ملحق شد.