بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ١٥٩
اين بانوى بزرگوار داراى حسن تدبير بود. امام صادق عليه السلام هر وقت كه مى خواست حقوق اهل مدينه را تقسيم نمايد، كار را به عهدهام فروه (مادر خود) و اين بانو مى گذاشت. «١» روايتى از حميده ابوبصير گويد: بر حميدة المصفاة وارد شدم تا شهادت امام صادقرا به او تسليت گويم. آن بانو گريست و گفت:
اى ابا محمّد! اگر حضرت صادق عليه السلام را در وقت مرگ مى ديدى، مسأله عجيبى را مشاهده مى كردى. آن حضرت چشمهاى خود را گشود و فرمود:
خويشاوندانم را در كنارم جمع كنيد. ما نيز همه خويشاوندان را جمع كرديم. امام نظرى به اطرافيان افكند و فرمود: انَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُها مُسْتَخِفًّا بِالصَّلوةِ «٢»» شفاعت ما به كسانى كه نماز را سبك و بى اهميت بشمارند نخواهد رسيد.
حضرت صادق عليه السلام هنگام وفات براى اينكه امام بعد از او شناخته نشود پنج نفر را وصى خود قرار داد كه عبارت بودند از: امام كاظم، عبدالله افطح فرزند ديگر خود، محمد بن سليمان والى مدينه، منصور خليفه عباسى و حميده خاتون همسرخود. «٣»