بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٩٠
نيكىهاى آنان را با جزاى خير پاسخ داد و قلب هاى آنان را به اسلام متمايل كرد. «١» در همين جنگ، «شَيْماء» خواهر رضاعى پيامبر (دختر حليمه) اسير شد. وقتى به حضور پيامبر شرفياب شد وخود را معرفى كرد، حضرت رداى خود را براى وى پهن كرد و او را برآن نشاند و احترام كرد و در آخر بين ماندن با عزت و سرافرازى پيش پيامبر يا بازگشت با هدايا به قبيله مخير كرد؛ او بازگشت را اختيار كرد و حضرت ضمن بخشيدن غلام و كنيزى به او، او را به سوى قبيله اش روانه داشت. «٢» اينها نمونه هايى از قدردانىهاى پيامبر نسبت به خدمات و زحمات حليمه سعديّه بود.
ام ايمن امّ ايْمَن، كنيز و آزاد شده رسول خدا بود. نامش بَرَكَه «٣» و قبل از ولادت پيامبر، كنيز و خدمتگزار خانه عبدالله- پدر پيامبر- بود. بعد از بازگشت پيامبر از قبيله بنى سعد، اين كنيز نيكوكار، وظيفه خدمتگزارى و پرستارى پيامبر را عهده دار شد و تاسنين جوانى پيامبر، در خدمتگزارى نسبت به آن حضرت كوتاهى نكرد. در سفر آمنه و فرزندش به مدينه براى زيارت بستگان، او نيز همراه آنان بود و وقتى آمنه در اين سفر دار فانى را وداع گفت، ام ايمن پيامبر را به مكه آورد و به دستور عبدالمطلب، همچنان