بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٨٦
او خوابيدم. اينكه خم شدم و با او سخن گفتم براى اين بود كه پرسش هايى كه از او مى شد به او تلقين كنم. هنگامى كه از او پرسيدند: پروردگارت كيست؟ جواب داد. وقتى پرسيدند: پيامبرت كيست؟ جواب داد و چون پرسيدند: ولىّ و امامت كيست؟ در جواب در مانده گشت؛ از اين رو به او گفتم: پسرت، پسرت. «١» در روايت ديگرى آمده است كه آن حضرت در قبر فاطمه ايستاد و با صداى بلند فرمود:
«اى فاطمه! من، محّمد، سيد فرزندان آدم هستم و فخر نمىورزم. هنگامى كه بر تو وارد شدند و از خدايت پرسيدند، بگو: اللّه، پروردگار من است و محمّد صلى الله عليه و آله، پيامبر و اسلام، دين و قرآن، كتاب و فرزندم، امام و ولىّ من است. سپس از قبر خارج شد. «٢» پيامبر صلى الله عليه و آله درنمازى كه بر جنازه او خواند هفتاد تكبير گفت. وقتى علّت را از آن حضرت پرسيدند، فرمود:
هفتاد صف از فرشتگان بر او نماز خواندند و براى هر صف يك تكبير گفتم. «٣»