بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٥٠
فرزندى پاك و پاكيزه بيافريند. «١» بدين ترتيب نطفه مولودى بسته شد كه كوثر اهدايى خداوند به رسول اكرم گرديد. خديجه عليها السلام از همان شب، سنگينى حمل را در خود احساس كرد.
حضرت خديجه از ابتداى ازدواج با پيامبر، مورد بى مهرى زنان مكّه قرار گرفته بود. آنها كه عظمت خديجه و ازدواج او با محمد امين صلى الله عليه و آله را درك نمى كردند، يا به جهات ديگر، اين اقدام او برايشان خوشايند نبود از او دورى گزيدند و نه تنها خود از همنشينى با حضرت خديجه خوددارى كردند بلكه از رفت و آمد ديگران نيز جلوگيرى نمودند. تنهايى بر خديجه گران و سخت بود، امّا از زمانى كه نطفه حضرت فاطمه عليها السلام بسته شد احساس كرد كه مونس پيدا كرده است. جنين همدم مادر شد و با او صحبت مى كرد و وحشت تنهايى را از او مىزدود و او را به صبر و تحمّل سفارش مى كرد. روزها بدين منوال گذشت تا اين كه زمان ولادت نزديك شد. همسر رسول خدا به زنان قريش و بنىهاشم پيام داد كه قابلگى او را به عهده گيرند مّا آنها دست ردّ به سينه او زدند. حضرت خديجه اندوهگين بود كه ناگاه مشاهده كرد چهار زن مجلّل بر او وارد شدند. با ديدن ناگهانى آنها وحشت بر او چيره شد. بانوان خود را معرفى كردند.
يكى از آنها گفت:
اى خديجه! اندوهگين مباش كه ما فرستادگان خداوند و خواهران توايم. من ساره همسر ابراهيم و آن سه زن آسيه دختر مزاحم، مريم دختر عمران، و كلثوم- خواهر موسى عليه السلام است. ما از جانب خدا موظّف شده ايم قابلگى شما را عهده دار شويم. «٢»