بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٣٢٢
مقام خلافت داديم. پس ميان خلق خدا به حق حكم كن و هواى نفس را پيروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مى سازد. «١» جريان حكم كردن او اين بود كه دو نفر، يكى از آنها صاحب باغ انگورى بود و ديگرى گوسفندانى داشت. پس گوسفندان به باغ ريختند و چريدند.
آن دو، دعوا پيش داوود بردند و داوود فرمود: گوسفندان را بفروشيد و قيمت آنها را صرف باغ كنيد تا به حالت اول برگردد. فرزندش- سليمان- گفت: نه پدر جان چنين نيست، بلكه خرج باغ رااز شير و پشم گوسفندان بايد پرداخت و خداوند مى فرمايد: حكم مسأله را به سليمان فهمانديم. «٢» و حال آنكه مولاى ما امير مؤمنان فرمود: از من بپرسيد قبل از آنكه مرا نيابيد، از من درباره آنچه زير عرش است و آنچه بالاى عرش است بپرسيد و روز فتح خيبر بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و پيامبر صلى الله عليه و آله به حاضران فرمود: با فضيلت ترين و عالمترين و آگاه ترين شما به قضاوت، على عليه السلام است.
- آفرين بر تو اى حرّه! به چه دليل او را بر سليمان برترى مى دهى؟
- خداوند تعالى برترى مى دهد آنجا كه سليمان گفت: خداوندا مرا مُلك و سلطنتى ده كه پس از من احدى لايق آن نباشد. «٣» و حال آنكه مولاى ما فرمود: اى دنيا! تو را سه طلاقه كردم و نيازى به تو ندارم. در اين هنگام خدا در حق او بر رسولش اين آيه را نازل فرمود: و آن منزل آخرت را براى كسانى قرار داديم كه اراده برترى جويى و سركشى و فساد ندارند «٤».
- آفرين اى حرّه! به چه دليل او را بر عيسى بن مريم برترى مى دهى؟
- خداى تعالى برترى داده آنجا كه مى فرمايد: ياد كن موقعى را كه خداوند به