بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ٢٢٥
وارد مىشوى و در آن هنگام آرزو مى كنى كه اى كاش فلج و گنگ بودى و آنچه حالا گفتى، نمى گفتى و اين جنايات را انجام نمىدادى.
خدايا، حق ما را از ستمگران بگير و از براى ما منتقم باش و غضب خود را بر ريزنده خون ما و قاتل حاميان ما، فرود آر. به خدا قسم اى يزيد! جز پوست خود را ندريدى و جز گوشت خود را نبريدى و با بار سنگين خونهاى ريخته شده ذريه پيامبر، و حرمت هتك شده عترتش، بر آن حضرت وارد خواهى شد، در حالى كه خداوند جمعيت متفرقشان را مجتمع مىكند، آشفتگى شان راالتيام مى دهد و حقشان را مى گيرد. «مپنداريد كسانى كه در راه خدا كشته شده اند امواتند، بلكه زنده و در نزد پروردگار خويش متنعم هستند.» در آن هنگام حكومت و داورى خداوند و خصومت پيامبر با تو و پشتيبانى جبرئيل از پيامبر در اين خصومت، براى تو كافى است. بزودى آن كسى كه تو را گمراه كرده و برگردن مسلمانان سوار نمود، خواهد دانست كه ستمگران را چه پاداش بدى است و كدام يك از شما جايش بدتر و لشكرش ناتوانتر است.
گرچه پيشامدهاى ناگوار مرا به سخن گفتن با تو واداشت، ولى تو را بى مقدار و كوچك و ملامتت را بزرگ وتوبيخ و سرزنش تو را بسيار مى دانم، ولى ديده ها اشكبار و سينه ها سوزان است. واقعاً عجيب است كه حزب نجيبان خدا به دست حزب شيطان طلقا كشته شوند. خون ما از اين دستها مى چكد و گوشتهاى ما از اين دهانها مى ريزد و گرگها نزد آن بدنهاى پاك و پاكيزه مى آيند و كفتارها آنها را بر خاك مى مالند. اى يزيد! اگر امروز ما را غنيمت گرفتى، بزودى ما را غرامت و تاوان گيرنده مى يابى، در هنگامى كه چيزى جز آنچه پيش فرستاده اى ندارى و خداوند بر بندگان