بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ١٤٩
رابطه با پيرمرد مجبوبى به نام مأبور متهم كردند.) خداوند به دست امام على عليه السلام بطلان آن اتهام را آشكار كرد، بهطورى كه جايى براى هيچ گونه حرفى باقى نماند. «١» اصل واقعه از اين قرار بود كه پادشاه اسكندريه به همراه ماريه، پيرمرد ممسوح و مجبوبى به نام مأبور را براى خدمتگزارى او فرستاد. اين فرد بنا به گفته علماى رجال، برادر يا عموزداه ماريه بود. «٢» بعضى از همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله كه حسد و رشك ماريه را داشتند، با همدستى و همراهى منافقان، اين بانو را به رابطه نامشروع با مأبور متهم كردند.
عايشه گويد:
پيامبر، فرزندشابراهيم را پيش من آورد و گفت: شباهت ابراهيم با من را چگونه مى بينى؟ گفتم: به هر كس كه شير گوسفند دهند، سفيد و فربه مى شود.
فرمود: شباهتى با من ندارد؟ از روى حسادت و غيرت گفتم: من شباهتى نمى بينم.
علاوه بر گفته من، سخنان مردم در مور بزرگ زنان صدر اسلام ١٥٧ روايت ام فروه ص : ١٥٧ د اتهام ماريه به گوش رسول خدارسيد و ايشان حضرت على عليه السلام را مأمور كشتن مأبور كرد. امام على عليه السلام به دنبال اجراى مأموريت رفت و بر حسب اتفاق در هنگام تعقيب وى مشاهده كرد كه متّهم به هيچ وجه از لحاظ جسمى توان چنين كارى را ندارد، امير مؤمنان عليه السلام برگشت و جريان رابراى پيامبر شرح داد. آن حضرت نيز خدا را شكر كرد كه او و خاندانش را از فحشا باز داشته است. «٣»