بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ١٣٩
بندگان شايسته ما بودند و به شوهرانشان خيانت كردند و (آن همسرى) چيزى از عذاب آن دو دفع نكرد و به آن دو فرمان داده شد كه همچون ديگر دوزخيان به آتش درآييد. «١»» عايشه از اين جواب برآشفته شد وبانگ برداشت:
«اقتلوا نعثلًا فقد كفر!» اين پير خرفت (يا كفتار نر) را بكشيد كه كافر شده است. «٢» عايشه چون آتش فتنه را مشتعل و خود را در هدفش موفق ديد، رهسپار مكه گرديد و در آنجا به انتظار بيعت مردم با طلحه، رحل اقامت افكند. او اميدوار بود كه مردم بعد از عثمان با طلحه، عموزاده ابوبكر، بيعت كنند تا دوباره خلافت به تيره تيماز قريش برگردد. «٣» وقتى خبر قتل عثمان را شنيد، گفت: عثمان از رحمت خدا دور باد! او در اثر اعمال زشتش بدين سرنوشت شوم دچار گرديد، زيرا خداوند بر كسى ظلم نمىكند. «٤» سپس به سوى مدينه رهسپار شد.
در بين راه همين كه شنيد مردم با امام على عليه السلام بيعت كرده اند، به مكه بازگشت و عثمان را مظلوم معرفى كرد و مردم را به خونخواهى او فراخواند. طلحه و زبير نيز پس از شكستن بيعت باآن حضرت به مكه آمده و به او پيوستند و مقدمات جنگ جمل را تدارك ديدند. سرانجام