بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ١٣٤
نشود، تند حركت كرد. هنگامى كه رسول خدا به خانه رسيد، هنوز تپش قلب عايشه آرام نگرفته بود. پيامبر علت را پرسيد و عايشه بناچار جريان را تعريف كرد.
حضرت فرمود:
گمان بردى كه خداوند و پيامبرش بر تو ستم روا مى دارند؟ «١»» شبى ديگر پيامبر از خانه بيرون رفت، حسادت عايشه به جوش آمد.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و حالت عايشه را ديد، فرمود:
- عايشه! ترا چه مى شود، باز هم حسادت كرده، ناراحت شدى؟! - آخر چگونه كسى همچون من بر كسى چون شما حسادت نورزد! - باز هم كه گرفتار شيطانت شده اى. «٢» خودش مىگويد: شبى ديگر پيامبر را تعقيب كردم. پيامبر به قبرستان بقيع رفت و خطاب به مؤمنان مدفون در آن گفت: درود بر شما گروه مؤمنان! ناگهان برگشت و مرا در پى خود ديد، فرمود:
واى بر او، اگر از دستش مىآمد چهها مى كرد!؟ «٣» ج- برخورد با همسران ديگر رشك، حسادت، غيرت زنانگى و خشونت طبع عايشه به صورت برخوردهاى خشن و زشت با ديگر همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله جلوه مى