بزرگ زنان صدر اسلام - حیدری، احمد - الصفحة ١١٦
كسى كه از همه- قديم و جديد- به امر خلافت شايستهتر است، آشوب به پاكنى. از خدا- آن چنان كه شايسته است- بترس، و خود را در معرض خشم او قرار مده.
عايشه، جوابى جسورانه و تهديد آميز به او داد. امّ سلمه در جواب پيام داد:
من ديگر تو را نصيحت نخواهم كرد و با تو سخن نخواهم گفت. به خدا قسم از نابودى تو (به دست امام عليه السلام) مى ترسم و سپس از عذاب آتش. واللّه كه خداوند، اميد تو را نااميد خواهد كرد و فرزند ابى طالب را بر كسانى كه بر او شورش كرده اند، يارى خواهد داد و عاقبت آنچه گفتم، خواهى ديد. «١» پس از آن كه امّ سلمه، وظيفه خود را در ارشاد و بيم دادن عايشه انجام داد، نامه اى به محضر امام على عليه السلام نوشت و شورش آنها را به اطلاع رسانيد، و از اين كه نمىتواند همراه امام عليه السلام باشد، معذرت خواهى نمود.
سپس فرزند خود را براى جانبازى در ركاب آن حضرت روانه كرد. «٢» ام سلمه در سال ٦٢ هجرى، در سن ٨٤ سالگى از دنيا رفت و در بقيع دفن شد. «٣» زينب بنت جَحْش زينب، دختر جَحْش بن رئاب و مادرش اميمه، دختر عبدالمطلب، عمّه