تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٣١٠
عراق از ميان كشورهاى همسايه، روابط جمهورى اسلامى ايران با عراق بنا به دلايلى كه از جمله مهمترين آنها جنگ تحميلى آن كشور عليه ايران بود، به هيچ عنوان از وضعيت مطلوبى برخوردار نبوده است، زيرا مقامهاى عراقى پس از پيروزى انقلاب اسلامى با بى ميلى و نارضايتى آن را پذيرفتند و از همان آغاز انقلاب با آن بناى ناسازگارى نهادند، چرا كه بيشتر جمعيت عراق را شيعيان تشكيل مى دادند و افكار انقلابى ايران به راحتى مى توانست آنها را تحت تأثير قرار داده و شيعيان آن كشور رژيم بعث عراق را مورد تهديد قرار دهند. «١» در تيرماه ١٣٥٨ ه. ش با استعفاى اجبارى «حسن البكر» معاون اول «صدام حسين» به رياست جمهورى آن كشور رسيد و روابط دو كشور وارد مرحله جديدى شد. هر چند عده اى از مقامهاى سياسى ايران و از جمله وزير خارجه وقت كشورمان با او ديدار و ملاقات نمودند، اما بغض و كينه صدام نسبت به ايران باعث سردى روزافزون روابط سياسى دو كشور و درگيريهاى مرزى گرديد، تا اين كه يك بار مسأله قطع رابطه با عراق در شوراى انقلاب ايران كه در آن زمان كشور را اداره مى كرد، مطرح گرديد، اما مقامهاى ايران، ترجيح مى دادند كه روابط با عراق حداقل در سطح پايين حفظ گردد.
با آغاز سال ١٣٥٩ ه. ش روابط دو كشور بنا به دلايلى از جمله حمايت عراق از گروههاى ضد انقلابِ فرارى، اخراج عده زيادى از ايرانيان از آن كشور و تمرينهاى نظامى نيروهاى بعثى در كنار مرزهاى ايران باز هم بحرانىتر گرديد. سرانجام صدام حسين در ٢٩ شهريور ١٣٥٩ ه. ش با لغو يكجانبه عهدنامه مرزى ١٩٧٥ م الجزاير تجاوز همه جانبهاى را در ٣١ شهريور همان سال از هوا، دريا و زمين عليه ايران، آغاز كرد و روابط دو كشور قطع گرديد و به مدت هشت سال مردم مسلمان ايران به دفاع از انقلاب و مرزهاى خود پرداختند.
سرانجام كه حدود دوسال از پذيرش قطعنامه ٥٩٨ شوراى امنيت از سوى ايران و