تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٣٥
جزء متّفقين بود، از سمت جنوب به امپراتورى عثمانى حمله كرده، عراق فعلى را به تصرف خود درآورد. پس از پايان جنگ، امپراتورى عثمانى فروپاشيد و چندين كشور كوچك از بقاياى آن تشكيل شد كه از جمله آنها كشور عراق بود. سرپرستى كشورهايى كه از اضمحلال عثمانى تشكيل شده بودند، به كشورهاى پيروز در جنگ (متفقين) واگذار شد كه از آن جمله عراق در سهم انگلستان قرار گرفت. بدين ترتيب، مشكلات ايران و كشور نوبنياد عراق باز هم وارد مرحله جديدى شد، زيرا از اين به بعد ايران از يك سو با يك كشور به نام عراق رو به رو بود و از سوى ديگر، يك قدرت اروپايى و استعمارگر كه سالها آرزوى تصرف بين النهرين (عراق) را داشت، سرپرستى و حمايت از آن را به عهده گرفته بود. در اين سالها، عراق با پشتيبانى انگلستان به جامعه ملل عليه ايران شكايت كرد و خواستار به رسميت شناختن حق حاكميت مطلق خود بر «اروند رود» از سوى ايران شد؛ اما «جامعه ملل» دو كشور رابه گفتگوى مستقيم دعوت كرد. پشتيبانى انگلستان از عراق از يك سو و وجود مهره دست نشانده و سرسپرده انگلستان يعنى رضاخان در ايران از سوى ديگر، باعث امضاى «عهدنامه سرحدى» ١٣١٦ ه. ش/ ١٩٣٧ م، بين دو كشور ايران وعراق شد كه بر اساس آن حدود مرزهاى دو كشور در «اروند رود»- به استثناى مقابل آبادان كه «خط تالوگ» بود-، قسمت شرقى رودخانه كه بر اساس پروتكل سال ١٩١٣ م استانبول بين انگلستان و عثمانى مشخص شده بود، تثبيت گرديد. «١» پس از امضاى «عهدنامه سرحدى» و تشكيل پيمان «عدم تعرض سعدآباد» با شركت كشورهاى ايران، عراق، تركيه، و افغانستان، اختلافات مرزى و ارضى بين دو كشور در حال حل و فصل بود كه ناگهان در سال ١٣١٧ ه. ش با كودتاى عراق و روى كار آمدن «نورى سعيد» همه چيز دوباره از هم پاشيد. از اين تاريخ تا سال ١٣٣٤ ه. ش كه «پيمان بغداد» «٢» به امضا رسيد، روابط ايران و عراق دچار نوسانات و تحولات زيادى شد. «٣»