تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٩٧
درس پانزدهم: روابط ايران و آمريكا كندى و تغيير سياست خارجى آمريكا در ايران تا زمانى كه انگلستان بر ايران نفوذ داشت، تغيير و تحوّلات داخلى آن كشور كه منجر به روى كار آمدن حزب كارگر يا محافظه كار در صحنه سياسى مىشد، بر روابط دو كشور نيز اثر مىگذاشت. پس از اين كه سلطه آمريكا در ايران گسترش پيدا كرد و جانشين نفوذ سياسى انگلستان شد، اين بار حوادث داخلى ايران بيش از گذشته تحت الشعاع جريانهاى داخلى آن كشور قرار گرفت؛ زيرا تفاوت سياستهاى داخلى و خارجى «حزب دموكرات» و «جمهوريخواه» آمريكا بيشتر از احزاب كارگر و محافظه كار انگلستان بود. در نتيجه، در صورت پيروزى هر يك از اين حزبهاى سياسى در آمريكا، سياست خارجى آنها نيز نسبت به ايران دچار تحوّل مىشد.
پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ه. ش و تا زمانى كه «ژنرال آيزنهاور» به عنوان رئيس جمهور در رأس قدرت سياسى آمريكا بود، شاه مشكل خاصى در روابط خود با آمريكا نداشت و توانسته بود خود را باسياستها و منافع آمريكا به خوبى تطبيق دهد، و حتّى موفق به امضاى يك موافقتنامه دفاعى دوجانبه با آن كشور نيز شده بود؛ زيرا كودتا در ايران در آغاز رياست جمهورى «آيزنهاور» و با پشتيبانى و حمايت كامل او صورت گرفته بود و تا زمانى كه او زمام امور كشورش را به عهده داشت، از رژيم كودتا در ايران حمايت مىكرد. «١» امّا همين كه «جان فيتز جرالد كندى» در سال ١٣٣٩ ه. ش/ ١٩٦٠ م از حزب