تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١١٧
(تسلّط بر ايران) مناسب ارزيابى كرده، به فكر مستعمره ديگرى افتاد. پيروزى انقلاب اكتبر روسيه، شكست رژيم تزارى و برقرارى نظام سوسياليستى و عقب نشينى نيروهاى آن كشور از ايران، شكست كامل آلمان و عثمانى در جنگ و تجزيه آنها و انزواى سياسى آمريكا، همه دست به دست هم داد تا انگلستان خود را بزرگترين فاتح جنگ و يكه تاز ميدان خاورميانه و آسيا بداند. به همين دليل تصميم گرفت از طريق يك قرارداد رسمى، ايران را براى هميشه تحت سلطه استعمارى «١» خود قرار دهد. «٢» براى انجام چنين كارى، زمينه داخلى نيز فراهم و در سال آخر جنگ «وثوق الدوله» به نخست وزيرى منصوب شده بود. وى كه سياستمدارى ضدروسى و طرفدار سرسخت انگلستان و به عبارت ديگر مهره دست نشانده انگليسيها بود؛ پس از پايان جنگ و در زمانى كه فاتحان بزرگ در پاريس مشغول تقسيم غنايم دولتهاى متّحد و شكست خورده بودند، در تهران بطور محرمانه با وزير مختار انگلستان يعنى ژنرال «سر پرسى كاكس» «٣» مشغول مذاكره بود كه سرانجام منجر به امضاى قراردادى شد كه در تاريخ مشهور به قرارداد سال ١٢٩٨ ه ش/ ١٩١٩ م، يا قرارداد وثوق الدوله- كاكس است. «٤» به موجب اين قرارداد كه شباهت زيادى به يك قرارداد تحت الحمايگى داشت، نظارت بر كليه امور نظامى، اقتصادى و مالى ايران بر عهده متخصصان و مستشاران انگليسى قرار گرفت و در مقابل دولت آن كشور متعهد شد كه استقلال و تماميت ارضى ايران را به رسميت شناخته، خسارات مادى وارد به ايران در زمان جنگ را جبران نمايد.
همچنين وامى در اختيار ايران گذاشته و در احداث راه آهن و تجديد نظر در تعرفه گمركى بطور يك جانبه اقدام كند. «٥»