تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٩٦
حق حاكميت و مشاركت در امور سياسى رواج پيدا كرد و مردم آماده يك نهضت عمومى عليه استبداد شدند. «١» زمينهها و آمادگيهايى كه در طول دهها سال به صورت بالفعل نزد مردم عليه پادشاهان قاجاريّه و دخالت و نفوذ بيگانگان، بويژه دولت روسيه در ايران به وجود آمده بود، نياز به جرقه هايى داشت تا به شورش و قيام تبديل شود. در سال ١٢٨٤ ه ش/ ١٩٠٥ م، حوادثى مانند «واقعه كرمان»، حادثه «نوز بلژيكى»، احداث بانك استقراضى روسيه در قبرستان مسلمانان و تخريب آن، تنبيه تجار به بهانه گرانفروشى قند، دستگيرى حاج شيخ محمّد واعظ و قتل يكى از طلبه هاى جوان به نام سيد عبدالحميد باعث شد كه مردم تهران به رهبرى آيت الله بهبهانى، طباطبايى و شيخ فضل الله نورى دست به هجرت صغرى و كبرى زده، خواستار برقرارى عدالتخانه (دادگاه)، بركنارى عين الدوله (صدراعظم) و علاء الدوله حاكم تهران، تأسيس مجلس و ... شدند.
مظفرالدين شاه كه در اين زمان در بستر بيمارى بود، با درخواستهاى علما و مردم موافقت كرد و عين الدوله را بركنار و به جاى او ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله را به صدارت برگزيد و فرمان مشروطيت و تشكيل مجلس را در سال ١٢٨٥ ه ش/ ١٩٠٦ م، صادر كرد و به دنبال آن مهاجرين از قم به تهران مراجعت كرده، انتخابات تهران انجام و اولين مجلس ايران افتتاح شد و قانون اساسى مشروطه نوشته شد و حكومت مطلقه تبديل به مشروطه گشت. «٢» انگلستان كه از نفوذ روزافزون روسيه در حكومت و دربار ايران ناراضى بود، به تشويق و حمايت از مشروطه خواهان پرداخته، خواستار تغيير اساسى در ساختار سياسى ايران و خارج شدن قدرت از دست صدراعظم و پادشاه بود كه تحت نفوذ روسيه قرار داشتند. «٣»