تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٤٢
باعث نگرانى ژنرال روسى از دربار ايران شده، باكينه فراوان ايران را ترك كرد و گزارشهاى كينهتوزانهاى عليه ايران به دربار روسيه داد. «١» فتحعليشاه براى بازپس گيرى شهرهاى ايران و همچنين براى خنثى كردن گزارشهاى «يرمولف» براى آخرين بار دست به اقدامات وسيع زد. او ابتدا نماينده اى نزد «سلطان محمود دوم» پادشاه عثمانى فرستاد وبا شرح نقشههاى تهاجم روسيه به عثمانى خواستار اتّحاد دوكشور عليه روسيه شد؛ امّا دولت عثمانى به تقاضاى ايران پاسخ منفى داد. شاه ايران سپس «ميرزا ابوالحسن شيرازى» (ايلچى بزرگ) را به دربار كشورهاىاتريش، فرانسه، انگلستان فرستاد وى ضمن ديدار و ملاقات با پادشاهان و رؤساى كشورهاى فوق، سياست خشن وتجاوزطلبى روسيه را در ايران به اطلاع آنها رسانده، از آنها خواستار مساعدت شد. امّا چون كشورهاى اروپايى با روسيه در حال اتّحاد بوده و با يكديگر اشتراك منافع داشتند، هيچ كدام پاسخ مثبتى به درخواستهاى سفير ايران ندادند. بدين ترتيب آخرين تلاشهاى سياسى و ديپلماتيك فتحعليشاه كه باز هم متكى به بيگانگان بود، ناكام مانده و نماينده او با شكست مأموريتش به ايران بازگشت و يك بار ديگر ديپلماسى بى اساس فتحعليشاه و اطرافيان وابستهاش بويژه «ميرزا ابوالحسن خان شيرازى» ايران را نااميد كرد. «٢» تأسيس وزارت خارجه از نظر روابط خارجى يكى از وقايع مهمّى كه در فاصله بين دو جنگ ايران و روس به وقوع پيوست، تأسيس وزارت خارجه بود. از اوايل قرن نوزدهم كه روابط ايران با كشورهاى دنيا به شكل جدّى ترى تنظيم شد و انتصاب سفراى دايمى در كشورهاى ديگر متداول گرديد، امور مربوط به خارج در وزارت داخله حل و فصل مىشد؛ امّا پس از امضاى عهدنامه كنگره وين «٣» در سال ١١٩٤ ه ش/ ١٨١٥ م و تحوّلات مهمّى كه به