تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٣١
پس از پايان جنگ جهانى اوّل وتشكيل كشورهاى اسلامى كوچك از بقاياى امپراتورى مسلمان عثمانى، قيمومت كشور مسلمان فلسطين به دولت انگلستان واگذار شد. انگلستان از همان زمان توطئه تشكيل يك كشور يهودى را در خاك فلسطين تدارك ديد كه پس از پايان جنگ جهانى دوم به وسيله مجمع عمومى سازمان ملل، فلسطين به دو قسمت يهودى و مسلمان تقسيم شد؛ رژيم صهيونيستى در سال ١٣٢٧ ه. ش/ ١٩٤٨ م، بطور رسمى تشكيل شد ودولت ايران به صورت دو فاكتور آن را به رسميت شناخت.
از آنجا كه شناسايى و برقرارى روابط با رژيم غاصب صهيونيستى هيچ گاه مورد موافقت مردم مسلمان ايران نبود، در زمان دولت مصدق با فشار مردم و روحانيون روابط با آن كشور قطع گرديد. امّا پس از كودتا وحاكميت ديكتاتورى مطلق، روابط دولت وابسته پهلوى با رژيم اسرائيل دوباره آغاز شد و در طول دهه ١٣٣٠ در محورهاى نفتى، اطلاعاتى وامنيتى ادامه داشت.
در نيمه اوّل دهه ١٣٤٠ ه. ش به علت آغاز مبارزه امام خمينى (ره) و هشدار ايشان نسبت به نفوذ اسرائيل غاصب در ايران و قيام پانزده خرداد، روابط ايران و اسرائيل دچار اختلال شد و به صورت مخفى درآمد. اما پس از قضيه كاپيتولاسيون و تبعيد امام (ره)، روابط دولت هويدا و رژيم اشغالگر قدس، علاوه بر محورهاى قبلى در ساير زمينه ها نيز گسترش يافت.
پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل و شكست كشورهاى مسلمان، امام خمينى (ره) از تبعيدگاه خود در نجف، پشتيبانى خود را از مردم مسلمان فلسطين و قيام آنها اعلام كرد كه اين مسأله باعث مخالفتها و تظاهرات مردم ايران عليه اسرائيل شد.
در آغاز دهه ١٣٥٠ ه. ش تحولاتى كه در سطح منطقه پيش آمد، روابط محورى شاه با رژيم اسرائيل را تحت تأثير قرار داد. از اين زمان به بعد، رژيم شاه ضمن حفظ روابط خود با مصر و اسرائيل آنها را به صلح تشويق مىكرد و اين روند تا پيروزى انقلاب و امضاى قرار داد صلح «كمپ ديويد» بين سادات و بگين ادامه داشت.