تاريخ روابط خارجى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٢٣
به تيرگى گراييد. روابط ايران و رژيم غاصب صهيونيست چون هيچ گاه مورد رضايت و قبول مردم مسلمان ايران نبود، نمى توانست استمرار داشته باشد؛ از اين رو در زمان نخست وزيرى دكتر مصدق با فشار مردم و روحانيون، بويژه آيت الله كاشانى رو به رو شد و لغو گرديد. «١» روابط ايران و اسرايل در دهه ١٣٣٠ ه. ش پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ه. ش و سركوبى نيروهاى مذهبى و ملّى و برقرارى حكومت اختناق، رژيم شاه مصمم شد كه بتدريج روابطش را با رژيم اشغالگر قدس دوباره برقرار نمايد. ليكن حساسيت رهبران دينى و مردم مسلمان ايران نسبت به رژيم صهيونيستى باعث شد كه حكومت پهلوى جانب احتياط را رعايت كرده، از طريق راههاى غير سياسى با آن رژيم تماس بگيرد.
يك سال پس از كودتا، نخستين همكارى حكومت محمدرضا پهلوى با اشغالگران اوّلين قبله مسلمانان از طريق قرارداد فروش نفت ايران به آن كشور آغاز شد. امّا هنوز هم مسأله به صورت غير رسمى بود. در سال ١٣٣٥ ه. ش/ ١٩٥٦ م، هنگامى كه «عبدالناصر» كانال سوئز را ملّى كرد، كشورهاى انگلستان، فرانسه و اسرائيل به آن كشور حمله كرده، باعث مسدود شدن اين كانال استراتژيك شدند. انسداد كانال سوئز كه باعث وقفه در صدور نفت ايران شده بود، منجر به همكارى بيشر رژيم شاه و اسرائيل در مسأله نفت شد واوّلين قرارداد فروش نفت ايران به اسرائيل در سال ١٣٣٦ ه. ش بطور رسمى با آن كشور امضاء شد. انتقال سريع يهوديان از سراسر دنيا به اسرائيل سبب افزايش مصرف نفت آن كشور شد، به همين دليل «داويد بن گوريون» نخست وزير رژيم غاصب آن كشور وزير دارايى خود به نام «لوى اشكول» را بطور مخفيانه به تهران فرستاد. وى ضمن ديدار با شاه «٢» موفق شد كه مقامهاى ايرانى را راضى كند كه صدور