آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
آزادند، گروهى از مردم را كه عقيدهى انحرافى داشتند- كه البته براى ما دقيقاً هم روشن نيست- آتش زدند و نابود كردند «١» و در همان روز رئيس جمهور و مسؤولين عالى رتبه امريكايى، با وقاحت تمام، ايستادند تا تعقيب كنند كه براى همجنسبازان حقوق رسمى بشناسند و براى آنها حقوقى قايل شدند و ادعا مىكنند كه اين خواستى در جامعه است. اگر اين جور است، پس داشتن يك عقيدهى منحرف و غلط و باطل چه جرمى محسوب مىشود كه جمع شدند و اينها را نابود كردند و در آتش سوزاندند؟! «٢» ٧/ ٣- حفظ منافع سرمايه داران طبيعى است كه امريكا هم صددرصد در جهت منافع قدرتهاى استكبارى خود- نه منافع مردمش- منافع كمپانيها، منافع آن دستهاى پنهان و مرموزى كه نظام امريكايى را تشكيل و به آن خط مىدهند و آن را راه مىبرند، كار مىكند؛ و الا ملت امريكا در حضور چند صد هزار سرباز امريكايى در بيابانهاى عربستان، چه منافعى دارد؟! «٣» اين ديكتاتور بينالمللى، جز به منافع ملت امريكا- و آن هم نه همه ملت امريكا، بلكه پشتيبانان رژيم امريكا؛ يعنى كارتلها، تراستها، سرمايهداران بزرگ، سازمانهاى مؤثر در دولت امريكا، به چيز ديگرى نمىانديشد. همهى مسايل جهانى بر اساس مصالح شركتهاى عمده و