آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٦
يكى آنها را آزاد كردند. عدهاى از آنها از كشور خارج شدند؛ ولى سفارتشان در اينجا مشغول كار و فعاليت بود. شما ببينيد رفتار اين انقلاب و اين ملت نجيب و آن امام كريم بزرگوار، در قبال امريكاييها در ايران پر از اغماض بود؛ در حالى- كه عرض كردم- اگر از سوى مردم و انقلابيون پر شور و شخص امام- كه مظهر صلابت و قدرت بود- هر تصميمى نسبت به آنها گرفته مىشد، كسى در دنيا ملامت نمىكرد و نمىتوانست بكند. از آن طرف امريكاييها چه كار كردند؟ به جاى اينكه آنها اين كرامت و بزرگوارى را از امام بزرگوار و مردم مغتنم بشمارند و قدردانى كنند و پاسخ مناسب بدهند، به عكس، شروع به رفتارى شديداً خصمانه كردند. «١» اول انقلاب، مردم به خاطر بغضى كه نسبت به امريكاييها داشتند رفتند عناصرى از سفارت را گرفتند، دستگير كردند و به همين مدرسه رفاه و علوى- كه محل اقامت امام بزرگوار بود- آوردند؛ اما امام دستور دادند، اينها را آزاد كردند و وسايل را فراهم كردند كه اگر مىخواهند از كشور خارج بشوند با سلامت خارج بشوند و رفتند؛ كسى به اينها تعرض نكرد. «٢» انقلاب پيروز شد. وقتى انقلاب پيروز شد، يكى از كارهايى كه مردم كردند، همان اول روزهاى ٢١ و ٢٢ بهمن به سفارت امريكا رفتند و امريكاييها را گرفتند، و در آن روزها، آنجايى كه ما مستقر بوديم، من خودم ديدم كه چشمهاى اعضاى سفارت امريكا را بستند و به آنجا آرودند. من يقين داشتم كه امام دستور خواهند داد اينها را يا اعدام كنند و