آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
ايجاب مىكند. «١» امروز دولت امريكا به اين قانع نيست كه بر كشور و منافع خود تسلط داشته باشد و خود را به عنوان يك كشور و يك ملت طبق ميل و ارادهى خود اداره كند؛ آنها مىخواهند در هر نقطهاى از عالم كه موقعيت جغرافيايى حساس وجود دارد، حضور داشته باشند؛ هر جا آبراه مهمى وجود دارد، بر آن مسلط باشند؛ هر جا منافع حياتى زيرزمينىاى وجود دارد، زير كليد آنها باشد؛ هر جا پول و قدرت و امكانى هست، آنها بتوانند بر آن تسلط داشته باشند؛ هر جا مجموعهاى از انسانها زندگى مىكنند، تا آنجا كه مىتوانند، ارادهى خودشان را بر آن مجموعهى انسانى تحميل كنند. استكبار يعنى اين. «٢» مسألهى بسيار مهم سلطهى روزافزون شيطان بزرگ بر ذخاير كشورهاى اسلامى و حضور بيش از پيش سياسى و اقتصادى و حتّى نظامى آن در اين كشورهاست. اين ابرقدرت ظالم و سلطهطلب، پس از تحولات اخير جهان كه منتهى به فروريختن نظامهاى الحادى كمونيستى شد و شوروى از موضع رقابت با امريكا فرو افتاد، در صدد است كه سراسر جهان و به خصوص مناطق زرخيز اسلامى را به منطقهى نفوذ بىرقيب خود مبدل سازد و پس از فراغت از- به اصطلاح- جنگ سرد به جنگ همه جانبهيى با بيدارى اسلامى- كه مانع مستحكمى در راه اين