آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٩
٤- ادعاهاى آمريكا ما با قلدرى و زورگويى، از هر كس كه باشد، مخالفيم و آن را زشت مىدانيم. ادعاى امريكا براى رهبرى جهان و دخالت در امور ديگران قلدرى و زورگويى است و ما مىگوييم امريكا در آن سوى دنيا حق دخالت در امور كشورهاى ديگر را ندارد و بايد به حل مشكلات عظيم انسانى و اخلاقى و نيز فقدان امنيت در جامعهى خود بپردازد. «١» شما سردمداران سياست امريكا، چه حق داريد كه ادعاى رهبرى دنياى امروز را بكنيد؟ اين، چه حرف چرند و مهملى است كه به گوش امريكاييها خوش آهنگ آمده و دايماً خودشان و متملقانشان هم تكرار مىكنند؟ چه رهبرىيى؟ رهبرى، متعلق به پيامبران است. رهبرى بشر، متعلق به پيمايندگان راه عدالت بشرى است. آيا شما در داخل كشور امريكا توانستهايد عدالت را برقرار كنيد؟ آيا مىتوانيد ادعا بكنيد، سياهان امريكا- كه چهل، پنجاه ميليون نفر جمعيت دارند- در آخر قرن بيستم، از حقوقى برابر با سفيدها برخوردارند؟ كدام رهبرىيى؟ به صرف اين كه هر جا حادثهيى پيش مىآيد- چه مربوط به آنها و چه نامربوط به آنها- فوراً سينه سپر مىكنند و جلو مىروند، خود را رهبر جهان مىدانند! مثل اين لاتهاى محلهها كه از قديم ديده بوديم، هر جا هر كسى با كسى حرف مىزد، اينها در آن جا حاضر بودند و خودشان را وارد معركه مىكردند و حرف مىزدند و دخالت مىكردند! اين، ژاندارمى و