عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج6) - شیرازی، محمد - الصفحة ٥٣ - ١ سير تبليغات در دفاع مقدس
تبليغات جنگ در اختيار نبود،و از طرف ديگر انقلاب اسلامى ماهيتى فرهنگى داشت و نيروهاى فعال در جنگ نيز به تعبيرى فرهنگى بودند،در همان روزها و ماههاى اوليۀ جنگ تحميلى،تعدادى از نيروها در مقولۀ تبليغات به انجام وظيفه پرداختند.
مشاركت در اقدام تبليغاتى تنها به واحدهاى رزم و در صحنۀ عمليات محدود نمىشد،بلكه دامنۀ مشاركت در تبليغات جنگ به مساجد هم كشيده شد و بيش از آن،تقريباً به تمام اقشارى كه به نوعى خود را به صورت عملى درگير جنگ كرده و يا از نظر ذهنى خود را مربوط به آن مىديدند،سرايت كرد.از اين پس،انجمنهاى اسلامى مدارس تا بنيادهاى خيريه و حسينيهها و در پايان،پايگاههاى بسيج،سازمان تبليغات اسلامى،سپاه پاسداران،صدا و سيما و...به اين مهمّ توجه كرده،در آن مشاركت نمودند.
در خطوط مقدم نبرد نيز وضع دقيقاً منعكس كنندۀ ساختار پشت جبهه بود.در يك گروهان يا دسته،افرادى و يا تشكيلاتى خود را به اين وظيفه مشغول كرده و به برنامهريزى و اقدام مىپرداختند.اين توزيع گسترده و مشاركت چند جانبه از يك سو مثبت بود،زيرا تمام اقشار را درگير مسألۀ تبليغات جنگ كرده بود و پوشش همه جانبهاى بهويژه در سطح داخل داشت، اما از سوى ديگر طبيعى بود به دليل نبود ارتباط سازمانى با يكديگر،تأثير لازم را نداشته باشد.
دو-خودجوش و فاقد راهبرد مشخص: محصول طبيعى اين گسترش عرضى در تبليغات و عدم ارتباط منسجم و ساختارى،انجام تبليغاتى خواهد بود كه راهبردى ندارد و بدون هدفگذارى و برنامهريزى مناسب به انجام خواهد رسيد.چگونه ممكن است اين همه واحد را كه بدون پيوندى عميق به فعاليّت