زندان

زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧

زندان چيست وزندانى كيست؟
اين فصل را باسخنى از يوسف پيامبرمعصوم وآن زندانى بى‌بزه وسراسر حُسن آغاز مى‌كنيم- او كه براى جلب حمايت زندانيان، بر درب زندان نگاشت:
«هذاقُبُورُالْاحياءِ وَ بَيْتُ‌الْاحْزانِ وَتَجْرِبَةُ الْاخْوانِ وَشَماتَةُ الْاعْداءِ» «١» اينجاگور زندگان وخانه غمها وآزمايشگاه برادران وسرزنشگاه دشمنان است.
باعنايت به مباحث گذشته واينكه زندان در اسلام به عنوان كيفر اصلى وابتدايى نيست (مگر در موارد مشخصى) بعلاوه موارد آن محدود مى‌باشد وزندان بااهداف غير اخلاقى انجام نمى‌گيرد، به پاسخ اين سئوال مى‌پردازيم كه زنداين از نظر اسلام يك مجرم است يابيمار؟ و زندان نوعى بيمارستان است كه متناسب بانوع بيماريها متفاوت مى‌باشد يانه؟
توضيح آنكه فرد متهم به بزه، گاه بيمارى راماند كه بايد مدّتى در قرنطينه بماند به تناسب ميزان احتمال مرض وآلودگى در محل خاصى زير نظر باشد واز تماس وملاقات ديگران حتى خانواده‌اش ممنوع گردد وآزادى وى در زندگى محدود ومحصور شود تا حقيقت آشكار وشبهه برطرف گردد.
گاهى بيمار بادادن يك سلسله دستورها وداروهاى خاص بدون نياز به نگهدارى در بيمارستان سرپايى معالجه شود گاهى نياز است بيمار تاپايان عمر تحت نظر ومراقبتهاى ويژه، ودور از تماس ديگران باشد.
گاه به دنبال معاينات وكشف بيمارى، فورى دستور انتقال به بيمارستان واطاق عمل وضرورت قطع يك عضو را (براى حفظ كل پيكر) صادر مى‌كنند وحتى مواردى مى‌بايست به زور، بيمار را بسترى يا واكسينه نمايند و ...
تمام اين مراحل متناسب بانوع بيمارى وتشخيص پزشك متخصص‌