زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
مجازات و كيفر گناه اوست. نه اينكه زندان جهت تأديب و آماده ساختن او براى بازگشت به زندگى اجتماعى بهتر باشد- مانند سارق و دزد كه كيفر او در مرتبه سوم، حبس دائم مى باشد. (البته با وجود شرائط مربوط و اجراى حد نسبت به سرقتهاى گذشتهاش.) «١» ونيزنسبت به زن مرتد فطرى (كه ضمن احكام مربوط در زندان وسختگيرى بر او، اگر توبه كرد، آزاد مىشود وگرنه بايد هميشه در زندان بماند) «٢» ٢- آنجا كه حاكم وقاضى، بجاى زدن مجرم به عنوان تعزير، او را زندان مىكند، يا بين ضرب وزندان جمع مىنمايد (و در شرع حكم خاصى معين نشده است) در اين موارد، زندان، تعزير محسوب مىشود كه زمينه تأديب بزهكار است وهشدار به ديگران وزندانهاى اسلام بيشتر از اين نوع است.
٣- مواردى كه زندان نه حد شرعى ونه تعزير مىباشد. مانند بازداشتهاى موقت واحتياطى جهت كشف حق يا جلوگيرى از فرار متهم ياضرر رساندن او به ديگران، همانطور كه نقل شده.
پيامبر صلى الله عليه وآله متهمين به قتل راشش روز زندانى مىكرد تا فاميل واولياء مقتول، دليلى بر اثبات آورند وگرنه آنان را آزاد مىكرد. «٣» ود رروايت ديگر آمده است كه پيامبرصلى الله عليه وآله مردى را به خاطر اتهامى زندانى كرد. «٤» وحضرت على (ع) مىفرمايد:
«بر حاكم مسلمين است كه دانشمندان فاسق وپزشكان جاهل و بدهكاران مفلس را حبس كند» «٥»