زندان

زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠

متألم بود، دست به عمل متقابل با كشتگان قريش نزدو ... «١» ٢- على (ع) بعد از ضربت خوردن نسبت به ابن ملجم (قاتلش) وصيت مى فرمايد:
«اگر زنده ماندم خود ولى خون خويش هستم و اگر ازدنيا رفتم، مرگ ميعاد من است و اگر عفو كنم، عفو براى من موجب تقرب به خداو براى شما نيكى است. پس عفو كنيد، آيا دوست نمى داريد كه خداوند شما را مشمول بخشش قرار دهد؟» «٢» ٣- مردى از اهالى شام به حضرت مجتبى عليه السلام جسارت كرد و آنگاه كه آن مرد از ناسزا گفتن باز ايستاد، امام (ع) با مهربانى فرمود: گويا غريبى! اگر بخواهى بارت را به منزل برسانيم مى رسانيم. اگر پشتيبانى و حمايت بخواهى از تو حمايت مى كنيم و اگر از ما كمك بخواهى يارى ات مى كنيم. آن مرد، با مشاهده اين برخورد گفت: او را محبوبترين فرد روى زمين در نزد خود يافتم بطورى كه هيچكس را به اندازه او دوست نمى دارم. در حالى كه قبلًا دشمن سرسخت او بودم. «٣» وموارد فراوانى از امامان معصوم در اين زمينه وارد شده است كه كتابها از آنها مى‌توان نگاشت. آرى اين معلمان بزرگ بشريت با سعه صدر و گذشت و شناخت نسبت به روان بيمار گنهكار، به تربيت و اصلاح آنان مى پرداختند.
عفو در كجا همانطور كه ملاحظه شد، اين صفت تا جايى پسنديده است كه نقش مثبت و سازنده اى داشته باشد و اخلاق و رفتار بزهكار را اصلاح كند ولى آنجاكه تأثير منفى و آثار سوء به بار آورد جاى اجراء تنبيه و مجازات طبق مقررات است. تاچون غده چركين از جان او برداشته شود، زيرا كه ديگر مرهم گذاردن سودى نبخشد. و به فرموده على عليه السلام:
«شدت و سختگيرى رابا كمى نرمش درهم آميز، و آنجا كه مدارا و نرمى مفيد تر است مدارا