زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
شايد اين دستور منحصر به اين سه گروه نباشد بلكه شاملهر فردى كه بدون شايستگى متصدى كارى شود، مىگردد. آنكه تعهد وتخصص لازم را نداشته باشد چه در امور دينى يا مربوط به جان ومال مردم بايد ضررش دفع شود، اگر چه بازندانى نمودن باشد.
كيفرها در زندان از آنجا كه زندان نمودن بخاطر مصلحت فرد وجامعه وخشكاندن ريشه هاى فساد وآگاه نمودن وتربيت گناهكار مىباشد. واز طرفى، مقياس موفقيت يك كيفر به ميزان تأثير مثبت بر روى مجرم است، بدين منظور گاه بايد در نوع مجازات تجديد نظر نموده وكيفرهايى به كيفر اصلى افزوده شود.
كيفرهاى تكميلى مجازاتى است كه علاوه بر كيفر اصلى با تصريح قاضى در مورد محكوم اجراء مىگردد البته بادقتى كه نسبت به لزوم وكيفيت آنها از سوى حاكم آگاه وعادل لحاظ مىشود، يعنى به اندازهاى كه اهداف لازم وضرورى تأمين گردد.
سختگيريهايى به زندانى مىشود، مانند محروم نمودن او از ملاقات يازدن دستبند، منع از آب وغذاى به موقع، پوشانيدن لباس خشن، گرداندن در بازار، گماردن نگهبان تند خو و مانند آن.
همانطور كه حضرت على عليه السلام نسبت بهعلى بن هرمة بازرس (خيانتكاربازار) دستور داد سريع او رادستگير وزندانى كنند وضمن سختگيرى روز جمعه او را ٣٥ تازيانه بزنند و «١» ونيز روايت شده كه حضرت علىعليه السلام براى نفقه وبدهى، قصاص، حدود وتمامى حقوق، افراد را زندانى مىكرد ونسبت به افراد شرور فاسد و (يامهاجم) دستور مى داد به دستبند وزنجير مقيد نمايند ونگهبانى گمارند تا در