زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
وملاقات ديگران حتى خانوادهاش ممنوع گردد وآزادى وى در زندگى محدود ومحصور شود تا حقيقت آشكار وشبهه برطرف گردد.
گاهى بيمار بادادن يك سلسله دستورها وداروهاى خاص بدون نياز به نگهدارى در بيمارستان سرپايى معالجه شود گاهى نياز است بيمار تاپايان عمر تحت نظر ومراقبتهاى ويژه، ودور از تماس ديگران باشد.
گاه به دنبال معاينات وكشف بيمارى، فورى دستور انتقال به بيمارستان واطاق عمل وضرورت قطع يك عضو را (براى حفظ كل پيكر) صادر مىكنند وحتى مواردى مىبايست به زور، بيمار را بسترى يا واكسينه نمايند و ...
تمام اين مراحل متناسب بانوع بيمارى وتشخيص پزشك متخصص ومتعهد و رعايت اصولى كه در كتب وآئيننامههاى پزشكى آمده است، مىباشد.
حال آيا در موارد مختلف، زندانى به منزله بيمار است كه متناسب با نوع جرم و وضعيت او نسخهها (انواع زندانها، بازداشتهاى احتياطى وموقت وكيفرهاى تبعى وتكميلى) جهت بهبود ورفع آلودگى از فكر وروح محكوم ومتهم نوشته مىشود؟ و برخورد با او بايد همانند بيماران، مختلف باشد؟
از ديدگاه اسلام، موارد فرق مىكند وهمه جا يكسان نيست، بعضى از مواقع زندانى در حكم بيمار محسوب مىگردد. ودر برخى موارد، زندان كيفر بوده ونتيجه بزه وتخلف تبهكار مىباشد. هيچيك از اين دو نبوده ياهردو وجود دارد.
به اصطلاح فقهى مىتوان گفت، زنداناز نظر اسلام گاهى «حدّ» وگاه «تعزير» است وگاهى هيچيك از آندو نيست. «١» صورتهاى مختلف زندان ١- در مواردى كه حكم حبس ابد براى مجرم آمده است ظاهراً