زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
روحيات زندانى و با تقوا و اراده، درجهت سازندگى او گام بردارد، و ضمن دوستى و جلب اعتماد زندانى به تربيت و اصلاح و هدايت وى پردازد و همچون طبيبى دلسوز و حاذق به سهولت او را درمان كند و براى زندگى شرافتمندانه اجتماعى آماده سازد. اين ارزشمندترين خدمت انسانى نه به يك فردبلكه به جامعه است.
دراينجا سخن را با رهنمودهاى رهبر انقلاب حضرت آيتالله خامنهاى دام ظله به پايان مىبريم:
«بعد از آنكه زندانى آمد به داخل زندان و زندانى شد آن وقت بيمار است و شما طبيب آن هستيد.
دانش آموزى است كه شما معلم او هستيد.
بى دست و پايى است كه شما پرستار او هستيد.
هيچگونه بغض شخصى و خصوصى نسبت به زندانى كه دارد محكوميتش را مىگذراند نبايستى وجود داشته باشد، نه البته جورى رفتار شود كه جرأت در گناهكار ايجاد كند.
مجرم در داخل زندان براى رسيدن به صلاح از دست رفته كمك بشود، بايد كمك كرد تا بتواند خوب بشود. كمك جسمى، كمك فكرى و روحيهاى و كمك ايمانى و دينى. آن وقت مىتواند از زندان كه آمد بيرون يك موجود صددرصد مفيد براى جامعه باشد و مىتواند از زندان كه آمد بيرون از اول كه افتاده توى زندان مجرمتر بشود، اين بسته به اين است كه مادر داخل زندان چگونه با او برخورد كنيم.
بايد برخورد برخورد معلم باشد. يك برخورد سهل انگارانه نيست، مهربانانه است! بالاترين محبتها به زندانى عبارت از اين است كه انسان زندانى را از لحاظ تربيت و اخلاق كمك كند او را بسازد تا بتواند وقتى كه آمد بيرون يك عضو مفيدى باشد هم خودش و هم خانوادهاش را سرافراز كند.
... اخلاق بايد در زندان ترويج بشود، بى اخلاقى، بداخلاقى خباثت، تنبلى واحياناً اعتيادهاى مضر مطلقاً در زندان اجازه داده نشود.» «١»