زندان

زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦

است.
«لَقَدْ خَلَقْنَا الانْسانَ فى‌ أَحْسَنِ تَقْويم» «١» وافتخار برتر را دار دكه «لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى‌ ادَمَ» به راستى گرامى داشتيم وبرتر قرار داديم فرزندان آدم را. «٢» در عين حالى كه برترين مخلوق در اثر غفلت يا عمد به سقوطى هولناك دچار شده است وبه زندان افتاده است ولى خمير مايه ذات او وفطرت او گرانقدر است وامكان بيدار شدن ورشد كردن آن فطريات در او بطور كلى نابود نشده است. حتى بدترين وشرورترين انسانها ممكن است روزى تحول يابند. ونبايد اين امكان راناديده گرفت.
٢- عنايت به اين حقيقت كه اين مسئوليتها وزندگيها، همه امانت و اعتبارى و موقت و وسيله امتحان الهى است. يك روز داده و دگر روز پس مى‌گيرد وبه فرموده حضرت على (ع) به يكى از كارگزارانش:
«وَ انَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بُطْعَمَةٍ وَ لكِنَّهُ فى‌ عُنُقِكَ أَمانَةٌ ...» «٣» يعنى اين مسئوليت وكار تو، طعمه وشكار و وسيله تأمين زندگى تو نيست بلكه امانتى است بر گردن تو ...
قرآن كريم مى‌فرمايد:
«ماشمارا جانشين گذشتگان نموديم تا بنگريم. شما چگونه رفتار مى‌كنيد.» «٤» پس مبادا مار اغفلت وغرورى پيش آيد چراكه اگر اين امانت به جاى به كار گيرى در راه رضا ودستور صاحب امانت (خداوند) در راه‌