زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
زندانيهاى سياسى كه مىتوان جزء حبس در حقوق عمومى محسوب كرد.
٤- حبس جنايى، مانند قضاوت حضرت على عليه السلام درباره چهار نفر مست كه با كارد به يكديگر حمله كردند، دستور داد همه را زندان كنند دراين اثناءِ دو نفرشان جان سپردند، و دو نفر ماندند. و حضرت على (ع) ديه مقتولين را از اموال قبيله هر ٤ نفر قرار داد، و ديه جراحات وارده بر اين دو نفر باقيمانده را از ديه آن دو مقتول پرداخت كرد. «١» ممكن است تقسيم ديگرى براى زندانها از جهت تعيين مدت نمود:
١- زندانهايى كه مدّت آن در شرع معين شده است.
٢- زندانهايى كه مدّت آن در متون اسلامى معين نشده، بلكه به صلاحديد قاضى و حاكم سپرده شده است.
حقوق زندانى اسلام بر خلاف كشورهاى به اصطلاح متمدن وحكومتهاى طاغوتى تاريخ، از آغاز، يك سلسله حقوق ارزشمندى براى زندانيان منظور داشته است، كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١- از وظايف قاضى آنست كه به مجرد منصوب شدن، در وضع زندانيان بنگرد وبه حال وكارشان رسيدگى نمايدوهيچكس قربانى مسامحه كارى او نگردد. «٢» ٢- اگر در تأمين غذا، مكان مناسب وساير نيازمنديهاى زندانى كوتاهى كنند ودر نتيجه زندانى، بيمار گردد يا بميرد مسئول وضامن مىباشد. «٣» ٣- آداب وشئوون دينى زندانيان بايد رعايت شود وحتى در بعض موارد نسبت به انجام نماز جمعه ونماز عيد هم بايد حاكم آنها را بياورد وبعد