زندان

زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧

مهربان مى‌نمايند، ولى در مقابل جنايات ابرقدرتهاى شرق و غرب، جنگهاى خانمان سوز جهانى اول و دوم، كشتار دهها ميليون انسان بى گناه، در فقر شديد فرهنگى و اقتصادى نگهداشتن ملتهاى جهان سوم و سلب آزادى از آنها، وحتى كشورها و خانه‌ها يشان را بر آنان زندان نمودن، يا سالها مردم محروم عراق، فلسطين، افغانستان و ... را آواره و بى خانمان كردن، وآن همه اسير جنگى را درزندانهاى وحشتناك بعثيان شكنجه كردن و و ... آرى در برابر اينها و صدها جنايت اتمى، شيميايى وميكربى، ساكت مى‌مانند و هيچ حركت مناسبى نشان نمى‌دهند.
اين جز نشان عداوت با اسلام يا جهل و نادانى نسبت به مقررات عادلانه آن، سرسپردگى به قدرتهاى استعمارگر نيست.
فلسفه زندان در اسلام‌ زندان گرچه در نظام قضايى و قوانين جزايى اسلام يك نوع مجازات محسوب مى‌شود، آن هم مجازات عارضى نه اصلى امّا موارد آن محدود است و به دور از انتقامجويى با يكى از اهداف ذيل انجام مى‌گيرد. «١» ١- براى تأديب و تنبيه مجرمين و پشيمانى عاصيان كه جرم سنگينى ندارند.
٢- ترس و عبرت ديگران تا درانديشه ارتكاب جرم نباشند.
٣- جلوگيرى از فرار متهم و يا از بين بردن مدارك و آثار اثبات كننده جرم.
٤- جهت روشن شدن حق و وصول به آن.
٥- نجات دادن متهم از خطر انتقام مردم و مدعى.
٦- تسكين طرف مقابل و وجدان تحريك شده عمومى و عدم سوء ظن دراجراى عادلانه قانون و پيگيرى متهم.
٧- مهار كردن مجرمينى كه به اصلاح آنان چندان اميدى نيست و